دفترچه مدیرعامل

بنگاه در اقتصاد قطع‌و‌وصل

سوده حیدری‌نسب ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ۱۴ دقیقه مطالعه
فاز تثبیتعملیاتزنجیره تأمینتاب‌آوری

فرض کنید شنبه صبح است. برنامه تولید هفته را بسته‌اید، سفارش‌ها مشخص است و تیم آماده کار. ساعت ده، خبر می‌رسد که برق شهرک در دو روز از این هفته قطع خواهد بود. ظهر، تأمین‌کننده اصلی تماس می‌گیرد و می‌گوید این بار فقط بخشی از سفارش را می‌تواند تحویل دهد. عصر هم مدیر مالی خبر می‌دهد که یکی از پرداخت‌ها به دلیل محدودیت تراکنش به روز بعد موکول شده است.

هیچ‌کدام از این‌ها به‌تنهایی بحران نیست. اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، برنامه‌ای که صبح شنبه بسته بودید، تا پایان روز دیگر برنامه نیست.

در یادداشت قبلی درباره پولی نوشتم که در اقتصاد تورمی در دست آب می‌شود. حالا می‌خواهم سراغ روی دیگر فاز تثبیت بروم: عملیات.

به نظر من، تفاوت اصلی فاز تثبیت با فاز آتش‌نشانی همین‌جاست. در فاز آتش‌نشانی، هر اختلال یک حادثه است و با بسیج همه نیروها مهار می‌شود. در فاز تثبیت، اختلال تکرار می‌شود؛ آن‌قدر که دیگر نمی‌توان هر بار با همان شیوه اضطراری به آن پاسخ داد.

در فاز تثبیت، اختلال دیگر حادثه نیست؛ بخشی از محیط کار است.

اول، واقعیت اعداد را ببینیم

بر اساس گزارش شاخص مدیران خرید (شامخ) مرکز پژوهش‌های اتاق ایران برای مرداد ۱۴۰۵، شامخ کل اقتصاد ۴۶٫۹ ثبت شده است؛ یعنی اقتصاد همچنان در محدوده انقباض قرار دارد.

عدد ۵۰ در شامخ، مرز میان بهبود و انقباض است. عدد کمتر از ۵۰ یعنی بخش بزرگ‌تری از بنگاه‌های پاسخ‌دهنده، نسبت به ماه قبل وضعیت بدتری را گزارش کرده‌اند.

اما عددی که بیش از همه توجه من را جلب کرد، شاخص موجودی مواد اولیه در بخش صنعت است که از حدود ۴۴٫۵ در تیر به ۳۹٫۳ در مرداد رسیده است. به گزارش زومان، گزارش اتاق ایران از کاهش موجودی مواد اولیه برای شانزدهمین ماه متوالی خبر می‌دهد.

نمودار ۱. شامخ کل اقتصاد و شاخص موجودی مواد اولیه صنعت، تیر و مرداد ۱۴۰۵؛ خط‌چین، مرز ۵۰ را نشان می‌دهد
نمودار ۱. شامخ کل اقتصاد و شاخص موجودی مواد اولیه صنعت، تیر و مرداد ۱۴۰۵؛ خط‌چین، مرز ۵۰ را نشان می‌دهد

در کنار این اعداد، چند واقعیت دیگر هم برنامه‌ریزی عملیات را دشوارتر کرده است.

در حوزه انرژی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران از رسیدن محدودیت تأمین برق برخی واحدهای صنعتی به دو روز در هفته خبر داده و پیشنهاد کرده است روزهای خاموشی به تعطیلی برنامه‌ریزی‌شده تبدیل شود تا واحدها بتوانند در روز جایگزین فعالیت کنند. در مقطعی دیگر، به گزارش خبرگزاری مهر در یکم مرداد ۱۴۰۵، معاون اجرایی رئیس‌جمهور از تصمیم دولت برای قطع نشدن برق صنایع در ۴۵ روز بعد و تغییر برنامه فعالیت برخی صنایع بزرگ مانند سیمان و فولاد خبر داد.

این دو خبر را کنار هم می‌گذارم، نه برای داوری درباره هیچ‌کدام، بلکه چون یک پیام مدیریتی روشن دارند: قواعد تأمین انرژی بسته به وضعیت شبکه تغییر می‌کند. بنگاهی که فقط برای یک برنامه ثابت آماده است، با هر تغییر غافلگیر می‌شود.

در تجارت خارجی، صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶ چشم‌انداز اقتصاد جهانی، بازنگری پیش‌بینی رشد ایران را به وضعیت صادرات نفت و محدودیت‌های صادراتی کشور مرتبط دانسته و تصریح کرده است که این پیش‌بینی با عدم‌قطعیتی به‌مراتب بیش از معمول همراه است. در نظام بانکی هم انتقال دارایی‌ها، بدهی‌ها و سپرده‌های بانک آینده به بانک ملی ایران در آبان ۱۴۰۴، یادآوری کرد که شبکه پرداخت یک شرکت نیز بخشی از زنجیره تأمین آن است.

چرا این اعداد برای مدیرعامل مهم است؟

شاخص موجودی مواد اولیه به ما می‌گوید بسیاری از بنگاه‌ها با انبارهایی خالی‌تر از معمول کار می‌کنند. وقتی ضربه‌گیر موجودی نازک می‌شود، هر تأخیر کوچک در تأمین، سریع‌تر به خط تولید می‌رسد.

یک سؤال را پیشنهاد می‌کنم همین هفته از مدیر تأمین بپرسید:

اگر فردا تأمین‌کننده اصلی‌مان نتواند تحویل دهد، چند روز می‌توانیم بدون توقف تولید ادامه دهیم؟ و این عدد را از کجا می‌دانیم؟

بخش دوم سؤال به اندازه بخش اول مهم است. در بسیاری از شرکت‌ها، پاسخ این سؤال یک تخمین ذهنی است، نه عددی که هر هفته پایش شود.

یک آتش‌سوزی ده‌دقیقه‌ای و دو سرنوشت متفاوت

اجازه بدهید یک داستان شناخته‌شده را تعریف کنم.

در ۱۷ مارس ۲۰۰۰، صاعقه در کارخانه تراشه‌سازی فیلیپس (Philips) در آلبوکرکی آمریکا آتش‌سوزی کوچکی به راه انداخت که در کمتر از ده دقیقه مهار شد. اما دود و آب، بخش بزرگی از تراشه‌های آماده تحویل را آلوده کرد. این کارخانه تراشه‌های رادیویی دو تولیدکننده بزرگ تلفن همراه آن روزها را تأمین می‌کرد: نوکیا (Nokia) و اریکسون (Ericsson).

در نوکیا، کارشناسان تأمین ظرف چند روز متوجه بی‌نظمی در محموله‌ها شدند و موضوع به‌سرعت به سطوح بالای مدیریت رسید. شرکت برخی طراحی‌ها را تغییر داد تا بتواند از تراشه‌های جایگزین استفاده کند و ظرفیت کارخانه‌های دیگر فیلیپس را برای خود رزرو کرد.

در اریکسون، خبر آهسته‌تر در سازمان بالا رفت. وقتی شرکت عمق ماجرا را درک کرد، ظرفیت جایگزین دیگر در دسترس نبود.

یوسی شفی (Yossi Sheffi)، استاد MIT، این ماجرا را در کتاب «سازمان تاب‌آور» از نمونه‌های کلاسیک مدیریت اختلال در زنجیره تأمین می‌داند. اریکسون در سال‌های بعد تولید گوشی را به سرمایه‌گذاری مشترک با سونی سپرد. البته منصفانه نیست همه آن تصمیم را به یک آتش‌سوزی نسبت دهیم؛ شرکت در آن دوره با مشکلات دیگری هم روبه‌رو بود. اما این حادثه نشان داد تفاوت دو سازمان در لحظه فشار کجاست.

اندازه شوک تعیین‌کننده نیست؛ سرعت دیدن و سرعت تصمیم‌گرفتن است.

نقشه وابستگی؛ از کجا ضربه می‌خورید؟

به نظر من، نخستین گام تثبیت عملیات، دیدن است.

بیشتر شرکت‌ها تأمین‌کنندگان مستقیم خود را می‌شناسند. اما کمتر شرکتی می‌داند تأمین‌کننده‌اش مواد خود را از کجا می‌آورد، برق کدام تأمین‌کننده زودتر قطع می‌شود، یا اگر یک بانک یا یک مسیر حمل از کار بیفتد، دقیقاً کدام فرایند متوقف خواهد شد.

یک درس از ژاپن

زلزله و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱ در شمال شرق ژاپن، تولید بسیاری از خودروسازان را برای مدتی طولانی مختل کرد. تویوتا (Toyota)، که خود از پیشگامان مدیریت زنجیره تأمین در جهان است، دریافت که درباره تأمین‌کنندگان ردیف‌های دوم و سوم، یعنی تأمین‌کنندگانِ تأمین‌کنندگانش، اطلاعات کافی ندارد.

پاسخ تویوتا، ساخت پایگاه داده‌ای از محل تولید قطعات در ردیف‌های پایین‌تر زنجیره بود؛ تا در زمان حادثه، شرکت بتواند ظرف مدت کوتاهی بفهمد کدام قطعات در معرض خطرند.

هیچ بنگاه ایرانی لازم نیست سامانه‌ای در اندازه تویوتا بسازد. اما اصل ماجرا برای هر اندازه‌ای صادق است:

نقشه وابستگی، پیش از اختلال ساخته می‌شود، نه وسط آن.

برای شروع، پیشنهاد می‌کنم این پنج کانون اختلال را در شرکت خودتان بررسی کنید:

کانون اختلالنشانه زودهنگامشاخص پایش هفتگی
انرژی (برق و گاز)اطلاعیه‌های شرکت توزیع، افزایش دما، کاهش فشار گازساعات تولید از دست‌رفته
مواد اولیه و قطعاتتأخیر در تحویل، کاهش مقدار تحویلی، تغییر شرایط پرداختروزهای پوشش اقلام حیاتی
حمل و مسیرافزایش کرایه، طولانی‌شدن زمان ترخیص و حملمیانگین زمان تحویل به مشتری
پرداخت و بانککندی انتقال وجه، محدودیت سقف تراکنشسهم بزرگ‌ترین بانک از گردش مالی
ارتباطات و اینترنتاختلال در دسترسی به سامانه‌ها و پیام‌رسان‌هافرایندهای حیاتی بدون جایگزین آفلاین

سه لایه ضربه‌گیر

وقتی نمی‌توان اختلال را حذف کرد، می‌توان سازمان را طوری تنظیم کرد که ضربه را جذب کند. من این کار را در سه لایه می‌بینم.

نمودار ۲. سه لایه ضربه‌گیر عملیاتی در فاز تثبیت
نمودار ۲. سه لایه ضربه‌گیر عملیاتی در فاز تثبیت

۱. ضربه‌گیر زمانی

اگر برق در ساعات یا روزهای مشخصی قطع می‌شود، گاهی می‌توان زمان کار را با آن هماهنگ کرد.

یک نمونه واقعی از همین منطق در کرمانشاه دیده شد. به گفته رئیس اتاق بازرگانی استان، در یکی از دوره‌های خاموشی، روز تعطیل صنایع استان از جمعه به یکشنبه منتقل شد؛ چون بار شبکه در روز جمعه پایین‌تر بود و واحدها می‌توانستند در آن روز با برق پایدارتر کار کنند.

همین منطق را می‌توان در مقیاس یک کارخانه هم به کار برد: فرایندهای پرمصرف در ساعات کم‌بار، و کارهای کم‌مصرف، نگهداری و امور اداری در ساعات محدودیت.

البته جابه‌جایی شیفت‌ها باید با رعایت مقررات کار و با توافق کارکنان انجام شود. برنامه‌ای که روی کاغذ بهینه است اما نیروی انسانی را فرسوده کند، در عمل دوام نمی‌آورد.

۲. ضربه‌گیر موجودی

در یادداشت قبلی نوشتم که هر موجودی‌ای سپر تورمی نیست. همین حرف درباره ضربه‌گیر عملیاتی هم صادق است. انبارکردن بی‌هدف، نقدینگی را می‌بلعد؛ انبار خالی هم خط تولید را در معرض توقف قرار می‌دهد.

پیشنهاد من این است که هر قلم را با دو سؤال بسنجید: اگر این قلم نباشد، تولید چقدر متوقف می‌شود؟ و چقدر سریع می‌توان جایگزینی برایش پیدا کرد؟

گروهویژگیسیاست پیشنهادی
حیاتی و بدون جایگزیننبودش یعنی توقف خط؛ تأمین‌کننده محدودپوشش چندهفته‌ای، منبع دوم فعال، بازطراحی فنی در میان‌مدت
حیاتی و جایگزین‌پذیرنبودش پرهزینه است اما جایگزین وجود داردپوشش کوتاه‌تر، تأیید فنی جایگزین پیش از نیاز
غیرحیاتی و بدون جایگزیندر تولید اصلی نقشی ندارد اما جایگزینی آن دشوار استقرارداد تأمین به جای انبار
غیرحیاتی و جایگزین‌پذیراثر کمی بر عملیات داردحداقل موجودی؛ خرید در زمان نیاز

این جدول یک چارچوب شروع است، نه نسخه نهایی. سطح پوشش مناسب برای هر شرکت به ساختار صنعت، زمان تأمین و وضعیت نقدینگی آن بستگی دارد.

۳. ضربه‌گیر شبکه‌ای و قراردادی

در دوران اختلال، گاهی رقیب دیروز می‌تواند همکار امروز باشد.

توافق تبادل ظرفیت با واحدهای مشابه در شهرک‌های دیگر، خرید مشترک مواد اولیه با چند بنگاه هم‌صنف و درج بندهای روشن درباره قوه قاهره و زمان‌بندی جایگزین در قراردادها، شبکه‌ای از ضربه‌گیرها می‌سازد که هیچ بنگاهی به‌تنهایی نمی‌تواند آن را بسازد.

هدف این نیست که ریسک را به طرف مقابل منتقل کنیم. هدف این است که پیش از اختلال روشن باشد هر طرف در زمان اختلال چه می‌کند.

اطلاعاتی که دیر به میز مدیر می‌رسد

اگر به داستان نوکیا و اریکسون برگردیم، تفاوت اصلی در دسترسی به اطلاعات نبود. هر دو شرکت از آتش‌سوزی باخبر شدند. تفاوت در این بود که اطلاعات با چه سرعتی به کسی رسید که اختیار تصمیم داشت.

به تجربه من، همین الگو در بسیاری از شرکت‌ها تکرار می‌شود. اطلاعات وجود دارد؛ در کارتابل کارشناس تأمین، در پیام تأمین‌کننده یا در گزارش ماهانه. اما زمانی به میز مدیرعامل می‌رسد که فرصت انتخاب کم شده است.

پیشنهاد من تشکیل یک جلسه کوتاه هفتگی وضعیت عملیات است؛ جلسه‌ای که فقط شش تا هشت شاخص پیش‌نگر را مرور کند. شاخص‌هایی مانند روزهای پوشش اقلام حیاتی، ساعات تولید از دست‌رفته و میانگین زمان تحویل.

ارزش این جلسه در دیدن روندهاست، نه اعداد یک هفته. یک هفته بد ممکن است تصادفی باشد؛ سه هفته پیاپی بدتر شدن یک شاخص، یک هشدار است.

در رایان توسعه پایا، داشبورد اتاق فرماندهی بقا را با همین منطق طراحی کرده‌ایم؛ تا مدیر بتواند این روندها را در یک نگاه ببیند و پیش از آنکه یک تأخیر کوچک به توقف خط تبدیل شود، تصمیم بگیرد.

یک نکته که مدیرعامل نباید فراموش کند

تاب‌آوری عملیاتی فقط هزینه نیست؛ بخشی از ارزش شرکت است.

نقشه وابستگی، رویه‌های مستند واکنش به اختلال و شبکه تأمین‌کنندگان جایگزین در هیچ ترازنامه‌ای ثبت نمی‌شوند. اما خریدار یا سرمایه‌گذاری که روزی شرکت شما را ارزیابی کند، دقیقاً همین‌ها را می‌سنجد.

در ارزش‌گذاری، ریسک و ارزش رابطه‌ای معکوس دارند. هرچه جریان‌های نقدی آینده قابل‌اتکاتر باشند، با ثابت‌بودن سایر عوامل، نرخ تنزیل کمتری برای آن‌ها در نظر گرفته می‌شود و ارزش بیشتری به دست می‌آید. شرکتی که می‌تواند نشان دهد تولیدش با هر اختلال کوچک متوقف نمی‌شود، ریسک کمتری را به سرمایه‌گذار منتقل می‌کند.

در تحلیل‌های رایان توسعه، توان تداوم کسب‌وکار، در کنار سرمایه سازمانی و روابط با تأمین‌کنندگان، از اجزایی است که در ارزیابی دارایی‌های نامشهود شرکت به آن توجه می‌کنیم.

شرکتی که امروز تاب‌آوری عملیاتی می‌سازد، فقط از بحران عبور نمی‌کند؛ ارزش فردای خودش را هم حفظ می‌کند.

اگر قرار باشد همین هفته فقط چند کار انجام دهید

لازم نیست برای شروع، یک پروژه بزرگ بازطراحی عملیات تعریف کنید. از همین هفته می‌توانید هفت اقدام مشخص را در دستور کار قرار دهید:

اقداممسئول پیشنهادیشاخص پایش
شناسایی سه قلم حیاتی که نبودشان خط تولید را متوقف می‌کندمدیر تولید و تأمینروزهای پوشش هر قلم
بررسی منبع دوم تأییدشده برای هر قلم حیاتیمدیر تأمیناقلام حیاتی دارای منبع دوم
ثبت ساعات تولید از دست‌رفته به دلیل محدودیت انرژیمدیر تولیدساعات از دست‌رفته در هفته
بررسی جابه‌جایی فرایندهای پرمصرف به ساعات کم‌بارمدیر تولید و منابع انسانیسهم تولید در ساعات کم‌بار
شناسایی تأمین‌کنندگان ردیف دوم اقلام حیاتیمدیر تأمیناقلام حیاتی دارای نقشه ردیف دوم
بازبینی تمرکز گردش مالی در بانک‌هامدیر مالیسهم بزرگ‌ترین بانک از گردش مالی
بازنگری بندهای قوه قاهره و تأخیر در قراردادهای اصلیمدیر حقوقیقراردادهای دارای بند روشن

حرف آخر

آتش‌سوزی آلبوکرکی برای هر دو شرکت یکسان بود. آنچه سرنوشتشان را متفاوت کرد، سازوکاری بود که پیش از آتش‌سوزی ساخته بودند.

اقتصاد قطع‌و‌وصل امروز هم برای همه بنگاه‌ها کم‌وبیش یکسان است. برق برای همه قطع می‌شود، مواد اولیه برای همه دیرتر می‌رسد و مسیرهای پرداخت برای همه پیچیده‌تر شده است.

اگر از من بپرسید کدام اشتباه در این مرحله خطرناک‌تر است، می‌گویم اینکه منتظر بمانیم شرایط «عادی» شود تا بعد سازمان را بازطراحی کنیم.

شاید شرایط به‌زودی عادی شود؛ شاید هم نه. اما سازمانی که یاد گرفته با قطع‌و‌وصل کار کند، در هر دو حالت برنده است.

برداشت کلیدی
فاز تثبیت، زمان ساختن همین سازوکارهاست؛ آرام، منظم و پیش از آنکه اختلال بعدی از راه برسد.
◆

منابع

۱. مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، گزارش شاخص مدیران خرید (شامخ)، مرداد ۱۴۰۵؛ ارجاعات ثانویه: پیام جوان، «هشدار اتاق بازرگانی نسبت به بحران زنجیره تأمین و رکود در بخش صنعت کشور»، ۲۸ شهریور ۱۴۰۵؛ زومان، «رد پای تورم آینده در انبار کارخانه‌ها؛ هشدار تازه شامخ مرداد»، ۲۷ شهریور ۱۴۰۵.

۲. خبرگزاری مهر، «قائم‌پناه: برق صنایع در ۴۵ روز آینده قطع نمی‌شود»، ۱ مرداد ۱۴۰۵.

۳. زومیت، «خاموشی صنایع به دو روز در هفته رسید؛ خانه صمت خواستار تبدیل قطعی برق به تعطیلی شد».

۴. اعتماد آنلاین، «صنایع کرمانشاه از این پس یکشنبه تعطیل هستند».

۵. اعتماد آنلاین، «ماموریت ویژه بانک ملی: احیای اعتماد عمومی»، ۴ آبان ۱۴۰۴.

۶. International Monetary Fund (2026). World Economic Outlook Update, July 2026.

۷. Sheffi, Y. (2005). The Resilient Enterprise: Overcoming Vulnerability for Competitive Advantage. MIT Press.

۸. Latour, A. (2001). “Trial by Fire: A Blaze in Albuquerque Sets Off Major Crisis for Cell-Phone Giants.” The Wall Street Journal, January 29, 2001.

۹. Supply Chain Digest, On-Target e-Magazine, March 7, 2012 (Toyota supplier-mapping after the 2011 earthquake).

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما پس از تأیید منتشر می‌شود.